خرید بک لینک

پدر یعنی شرف

یعنی عشیره

پدر یعنی برند یک قبیله

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

زندگی ست دیگر... همیشه که همه رنگهایش جور نیست، همه سازهایش کوک نیست. باید یاد گرفت با هر سازش رقصید حتی با ناکوک ترین ناکوکش. اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن. حواست باشد به این روزهایی که

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ما دوره گرد داد می زد: "کهنه قالی می خرم دست دوم، جنس عالی می خرمکوزه و ظرف

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

پدر صریح بگویم، صریح و بی پرده:

پدر نگاه بکن، دخترت کم آورده ...

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

خدایا....

چرا تا میام به یه چی دلمو خوش کنم

میزنی تو ذوقم؟

حکمتت چیه؟

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

به هر دری زدم که او شانه شود سر مرا

جانب دیگران شد و شانه نشد، بهانه شد

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

دیشب پدر بلیط به مشهد خریده بود این بار هشتم است که از خواب می پرم میون این همه اتفاقات عجیب و غریب، نمیدونم چرا آقا منو طلبیده برم پابوسشون؟اونم اینقدر یهویی و ناغافلیو در

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

عشق رو از دخترم یاد گرفتم

که حتی وقتی باهام قهر بود

صداش می کردم، می گفت :

جانم ....

دوستت دارم عزیز دلم

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

دانشجويى از ايران رفته بود مجارستان واسه درس خواندن، بعد از دو سه سال به باباش زنگ ميزنه ميگه: بابا من اينجا با يه زن مجارستانی ازدواج كردم.باباش عصبانی ميشه ميگه:بابا اونا همشون كافرن فردا جواب مردم

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

کودکیام را که مرور میکنم، قشنگ ترین قسمتهای آن، تعطیلات آخر هفته بود.پنجشنبههایی که با اشتیاقی عمیق، سمت خانه میدویدیم و در سرمان هزار و یک برنامه برای این یک روز و اندی بود.و چه بیهزینه شاد ب

برچسب: نویسنده: حسین رحمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 22:36

صفحه بندی